![]() |
![]() |
|
|
پیش از آنکه درخانه ای در حصار شهر بنا کنی نخست آلاچیقی در صحرای خیال بنا کن. زیرا چنانکه جسم تو هر شام" هنگام گرگ ومیش به خانه شهر باز میگردد"روح سرگردان تو" آن غریب دور از وطن نیز به پناهگاهی نیاز دارد. خانه تو بدن بزرگترازتو است.گسترش جسم تو است.آن نیز مانند تودر آفتاب پرورش میابد ودر آرامش شب به خواب می رود و خوابش نیز بدون رویا نخواهد بود. آیا خانه شما خواب نمی بیند ودر این خواب"شهر را به سوی بیشه و بلندای تپه ها ترک نمی کند؟ اثر جبران خلیل جبران |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 16:41 توسط زهره زارعی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این زمان,زمانه تاریکوار بودن
وقتی که می بینم درد خموشوار نگاهت را سر می گذارم آرام بر سینه ات و چشمه وار,می گریم از شوق |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|