تبليغاتX
خط خطی های سیاه وسفید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:21  توسط زهره زارعی | 
من از طرف مداد سفید به یه بازی دعوت شدم

 

چشماتو می بندی و سه کلمه که بیشترین انرژی رو بهت می ده به ترتیب می نویسی.

بعد سه نفر رو به بازی دعوت می کنی.

چشمام رو مي بندم...

 

 

خدا

عشق

تولد و مرگ 

 

واما دعوتی های من....

...................................

همه شما دوستای عزیزم...........................................................................................

....................................

 

 

*** پی نوشت***

+این ۳تا کلمه زیباترین کلمات در زندگی من هستن

+۳تا کلمه ای که در زندگیت اصل ومهمه چییییییییییییییییییییییییییییییییه......

+هركسي كه خواست نظر بده هم ۳ تا كلمه رو بگه ..

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط زهره زارعی | 
اول از همه برایت آرزو میکنم که عاشق شوی"

واگر هستی"کسی هم به تو عشق بورزد"

واگر اینگونه نیست"تنهایی ات کوتاه باشد"

وپس از تنهایی ات"نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید...

اما اگر پیش آمد"بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی"

از جمله دوستان بد ونا پایدار...

برخی نادوست وبرخی دوستدار...

که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است"

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی...

نه کم نه زیاد...درست به اندازه"

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند"که دست کم یکی ازآنها اعتراضش به حق باشد...

تا که زیاده به خود غره نشوی.

ونیز آرزومندم مفید فایده باشی"نه خیلی غیر ضروری...

تا در لحظات سخت"وقتی دیگرچیزی باقی نمانده است"

همین مفید بودن کافی باشد تا تورا سر پا نگاه دارد.

هم چنین برایت آرزومندم صبور باشی"

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند"چون این کار ساده ای است"

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند...

وبا کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

وامیدوارم اگر جوان هستی"

خیلی به تعجیل"رسیده نشوی...

واگر رسیده ای"به جوان نمایی اصرار نورزی"

واگر پیری"تسلیم نا امیدی نشوی...

چرا که هرسنی خوشی ونا خوشی خودش را داردولازم است

بگذاریم در ما جریان یابد.

امیدوارم گربه ای را نوازش کنی"به پرنده ای دانه بدهی وبه آواز سهره گوش کنی"وقتی که آوای سحرگاهی اش راسر می دهد...

چرا که به این طریق"احساس زیبایی خواهی یافت...

به رایگان...

امیدوارم که دانه ای هم به خاک بفشانی...

هر چند خرد بوده باشد...

وبا روییدنش همراه شوی"تا در یابی چه قدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

به علاوه امیدوارم پول داشته باشی"زیرا در عمل به آن نیازمندی...

وسالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی:

این مال من است"

فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!

و در پایان" اگر مرد باشی" آرزومندم زن خوبی داشته باشی...

واگر زنی" شوهر خوبی داشته باشی"

که اگر فردا خسته باشی"یا پس فردا شادمان"

باز هم از عشق "حرف برانی تا از نو آغازکنی...

اگر همه این ها که گفتم برایت فراهم شد"

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.............

 

ویکتور هوگو

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:10  توسط زهره زارعی | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:23  توسط زهره زارعی | 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:1  توسط زهره زارعی |